اصطلاح بیوفایی به معنای از بین رفتن حس اعتماد در رابطه است. زمانی که فردی ازدواج میکند، به شریک زندگی خود تعهد میدهد که تا پایان عمر به او وفادار بماند و بهطور انحصاری تنها با همسر خود نزدیکی عاطفی و جنسی داشته باشد. واژهٔ «انحصاری» به این معناست که در یک رابطهٔ صمیمی، تجربهها و حالتهایی وجود دارند که تنها به همان رابطه تعلق دارند. گویی حصاری کوچک پیرامون رابطه شکل گرفته و تابلوی هشداری در مقابل آن نصب شده است با این مضمون: «نزدیک نشوید؛ ملک خصوصی.»
هنگامی که بیوفایی رخ میدهد، یکی از زوجین در ظاهر همچنان بر انحصاری بودن رابطه تأکید دارد، در حالیکه بهطور پنهانی با فرد دیگری وارد رابطه شده و این مرز انحصاری را نقض میکند.
با آشکار شدن بیوفایی، زن و مرد معمولاً دچار شوک عمیقی میشوند و ممکن است برای مدتی طولانی افکار و احساسات خود را از یکدیگر و حتی از خودشان پنهان کنند. «انکار» اصطلاحی است که برای توصیف پنهان کردن افکار و احساسات از خود بهکار میرود. این فرایند بهصورت ناهشیار رخ میدهد و فرد معمولاً از آن آگاه نیست. انکار با کنار زدن ناهشیارانهٔ افکار دردناک، به کاهش اضطراب کمک میکند و در نتیجه فرد درد کمتری را تجربه میکند.
یکی از مفاهیم مهمی که در موضوع بیوفایی همسران مطرح میشود، «ضربهٔ روحی» است. ضربهٔ روحی آسیبی روانی است که در نتیجهٔ رویدادهای بیرونی ایجاد میشود. این مفهوم ترجمهٔ واژهٔ «تروما» (Trauma) است. افرادی که دچار ضربهٔ روحی شدید میشوند، معمولاً دچار سردرگمیهای اساسی دربارهٔ ماهیت جهان میشوند.
بر اساس گزارش دکتر بالمن، افراد پیش از تجربهٔ بیوفایی معمولاً سه فرض بنیادین در ذهن خود دارند:
۱. دنیا منشأ خیر است.
۲. دنیا هدفمند و معنادار است.
۳. «خود» (Self) ارزشمند است.
پس از تجربهٔ ضربهٔ روحی، هر سهٔ این فرضها ممکن است به پرسش و تردید تبدیل شوند.
از علائم شایع پس از کشف بیوفایی همسر میتوان به مشکلات خواب، مشکل در تمرکز، گوشبهزنگی مفرط، تهوع و استفراغ، حملات خشم و تحریکپذیری اشاره کرد.