تروما (ضربهٔ روانی) و پیامدهای آن
تروما یا ضربهٔ روانی به دستههای مختلفی تقسیم میشود. مهمترین این موارد شامل سوءرفتار در کودکی (جنسی یا فیزیکی)، خشونتهای گروهی و بینفردی، بلایای طبیعی، تصادفات و سوانح، تجاوز و تعرض جنسی، جنگ، مشاهدهٔ قتل یا خودکشی و رویدادهای مشابه است.
هنگامی که فرد دچار تروما میشود، فارغ از اینکه ضربهٔ روانی حاد یا مزمن باشد و نیز مستقل از اینکه در دوران کودکی یا بزرگسالی رخ داده باشد، مجموعهای از علائم نسبتاً منسجم و مشخص در فرد شکل میگیرد. این مجموعه علائم معمولاً شامل موارد زیر است:
۱. احساس برانگیختگی و گوشبهزنگی مفرط (Vigilance)
۲. افکار و خاطرات مزاحم
۳. رفتارهای اجتنابی
۴. احساس کرختی یا بیحسی عاطفی (Numbness)
۵. احساس بدبینی نسبت به جهان و اطرافیان
۶. تردیدهای وجودی (اگزیستانسیال)
۷. حالات تجزیهای (Dissociative)
۸. اختلال در کنترل تکانه
۹. بدبینی نسبت به جهان و انسانها
۱۰. فراموشی
۱۱. بههمریختگی یا اختلال در حس هویت
ارزیابی تروما معمولاً بهصورت پلکانی و با استفاده از پرسشنامهٔ TAQ (Trauma Antecedent Questionnaire) انجام میشود.
یکی از موضوعات مهم در پژوهشهای مرتبط با تروما، بحث «جنسیت» است. این پرسش مطرح بوده که آیا جنسیت در میزان تروماتیزه شدن افراد تأثیر دارد یا خیر. به بیان دیگر، آیا زنان نسبت به مردان حساستر هستند و به همین دلیل عوارض تروما را بیشتر تجربه میکنند؟
مطالعات مختلف نشان دادهاند که جنسیت (زن بودن) با احتمال بیشتر تجربهٔ پیامدهای تروما مرتبط است. با این حال، این موضوع لزوماً به معنای حساستر بودن زنان نیست؛ بلکه تا حد زیادی به این واقعیت مربوط میشود که زنان در بسیاری از جوامع بیشتر از مردان در معرض برخی حوادث و آسیبها قرار میگیرند.