با توجه به تغییرات در ارزشهای نسل جدید، که یک پدیده یونیورسال است، مشاهده میکنیم مناقشه کار و زندگی در حال پررنگ شدن است.
در واقع میتوان این مناقشه را در قالب نظریه گلاسر که میگوید انسان تکالیفی دارد و باید بین این تکالیف تعادل برقرار باشد اینگونه بیان کرد که با تغییر ارزشها در نسل جدید، افراد انتظارشان از تعادل کار و زندگی افزایش یافته است و حاضر نیستند به هر قیمتی، از جمله آسیب به سلامت روانشان، شغل یا تحصیل خود را ادامه دهند.
بعد از بحرانهای جهانی مثل کووید ۱۹، با وجود وضعیت اقتصادی نابسامان، شاهد ظهور پدیدهای بودیم به نام Great Resignation یا استعفای بزرگ. یعنی افراد با وجود سختی و نابسامانی اقتصادی، حاضر نیستند در هر شغلی کار کنند و اگر دستاوردهای مادی و معنوی شغل برایشان بیشتر از زحمت جسمی و روانی آن شغل نباشد، به ادامه آن تن نمیدهند.
باید توجه داشت این یک پدیده جهانی است و منحصر به کشور ما ایران نمیباشد. بنابراین به عنوان فردی که مدیر یک مرکز یا سازمان هستید باید توجه داشته باشید در دهه اخیر تحولاتی در نحوه اداره یک سازمان یا مرکز به وجود آمده که شما قادر نیستید با روشهای سنتی و بدون اطلاع از این تحولات مدیریت موفقیتآمیزی داشته باشید.